جملات زیبای عاشقانه 12 اسفند ماه 92


*.*.*.*.*

بالاترین آرزویم برایت این است:

حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .

*.*.*.*.*

بی تو اما عشق بی معناست، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست، می‌دانی؟

آسمانت را مگیر از من، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم بی‌جاست، می‌دانی؟

*.*.*.*.*

تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو

بر روی پیشانی ام نوشته شده

تو باید باشی تا با لبهایت

آن را برای من رقم بزنی . . .

*.*.*.*.*

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را!

*.*.*.*.*

دلتنگ روزهایی هستم

که معنای خداحافظ، تا فردا بود . . .

*.*.*.*.*

یک دم رخ زیبای تو از دیده گذر کرد

آنی آتش عشق تو در دل فوران کرد

دل گفت غنیمت شمرید این دم و لحظه

چشم، چشمک زد و عکست قاب دل کرد . . .

*.*.*.*.*

هوا هر چقدر هم زمستان باشد

مهم نیست آغوش تو تابستانِ من است . . .

*.*.*.*.*

خوش خط و خال من

ببخش که هنوز

پونه مانده ام . . .

*.*.*.*.*

یادت تمام هستیم را در خودش گم میکند

مجنونتر از مجنون مرا در چشم مردم میکند

من بی حضورت، “با تو” در یک خانه در ذهنم قرین

یاد تو قلبم را پر از حس ترنم میکند . . .

*.*.*.*.*

تو

در کنارِ خودت نیستی و نمیدانی

در کنار ” تو ” بودن

چه حالی دارد . . .

*.*.*.*.*

پزشکان سال هاست که اشتباه می کنند

نزدیک ترین عضو انسان به قلبش، کمر اوست

هربار که قلب کمی می رنجد کمر از ده جا می شکند . . .

*.*.*.*.*

حالا که باید چیزی را گم کنم

چه چیز بهتر از گورم

چه جا بهتر از آغوشت . . .!

*.*.*.*.*

تو را خودم چشم زدم

بس که نوشتمت میان شعرهایم

بی‌آنکه

اسپند بچرخانم

میان واژه‌ها . . .

*.*.*.*.*

ببین چقدر در هم حل شده ایم

تو قهوه میخوری

من خوابم نمی برد . . .

*.*.*.*.*

آغشته به “تو” میشود

روحم، نفسم، بند بند وجودم

وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . . .

*.*.*.*.*

در انتظار آغازی دیگرم، انتخاب مجدد جفت ها!

شاید این بار نوحی بیاید، مرا برگزیند در کنار “تو”!

*.*.*.*.*

روزها بی تو می گذرند و شب ها با تو نمی گذرند

تمام درد من این است . . .

*.*.*.*.*

میگویند: زندگیت را پایِ یک “نفر” نگذار

کاش میدانستند که یک نفر نیستی!

تو یک “دنیایی

*.*.*.*.*

دلم “قُرص” است

وقتی ..

مُسَکِنم تویی!

*.*.*.*.*

مرا دوست بدار

به سان ِ گذر از یک سمت خیابان

به سمتی دیگر

اول به من نگاه کن

بعد به من نگاه کن

بعد باز هم مرا نگاه کن…!

*.*.*.*.*

چشمان سیاه تو مرا خواهد کشت

افسون نگاه تو مرا خواهد کشت

این گونه که آه می کشد لب هایت

پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت

*.*.*.*.*

اندازه ی یک وقفه ی کوتاه بمان

حتی شده تا نیمه ی این راه بمان

دلتنگ تو بودن به خدا ممکن نیست

نه، آه نکش، آه نرو، آه بمان

*.*.*.*.*

سرمایه ام تویی!

از تمامِ دنیا فقط

بی اندازه دوستت “دارَم

*.*.*.*.*

سه آرزوی قشنگ عاشقانه:

بی من نباشی

بی تو نباشم

بی هم نباشیم

*.*.*.*.*

دلم شادی می خواهد

وسعتش زیاد نیست

به اندازه کف دستانت

دستانم را بگیر . . .

*.*.*.*.*

دردهای من دیازپام نمی خواهند

مُسَکن ِ بوسه هایت

عجیب، آرامم می‌کند!

*.*.*.*.*

غم، حادثه، تردید، من و تنهایی

یک شیشه ی می لبالب و تنهایی

من مانده کنار جاده ی خاطره ها

با یک چمدان سوز و تب و تنهایی

*.*.*.*.*

عشق یعنی حسرت پنهان دل

زندگی در گوشه ویران دل

عشق یعنی سایه در یک خیال

آرزوی سرکش و گاهی محال

*.*.*.*.*

گهگاهی دلم را میشکنی

وقتی به جای “تو

بهم میگویی: “شما

*.*.*.*.*

تکثیر “تو” در هر ثانیه ای از زندگی ام یعنی

قشنگترین تکراری که هیچوقت تکراری نمی شود!

*.*.*.*.*

روبرویم، سراب

پشت سر، خاطرات

نازنینم، کدامین طرف سوی توست . . .؟

*.*.*.*.*

ای نازنین جواب معمای من تویی

تنها چراغ روشن شبهای من تویی

وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها

احساس آفتابی دنیای من تویی

*.*.*.*.*

دوست داشتنت

اندازه ندارد

حجم نمی خواهد

وقتی تمام کشور وجودم

سرزمین حکمرانی توست!

*.*.*.*.*

چه اعجازیست

بهار لب هایت

با هر بوسه که میکاری

گونه هایم گل می دهد . . .

*.*.*.*.*

گاهی دو حس از جنسِ هم

چه تلخ رَد میشوند از یکدیگر!

کار” از کار میگذرد و ..

تو از “من

*.*.*.*.*

چشم که گذاشتم برو هر وقت خواستی برگرد، من تا بی نهایت شمردن می دانم

تو نیستی و هراسی در دلم افتاده

حال مادر لالی را دارم که کودکش را در انبوه جمعیت گم کرده باشد . . .

*.*.*.*.*

تو که باشی بس است

مگر من جز “نفس” چه میخواهم!؟

/ 0 نظر / 15 بازدید